الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )

93

صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )

الفقيه » صحت همهء روايات كتاب را ضمانت نموده ، مىگويد ؛ « آنها بين او و پروردگارش حجت است » با اين حال گاهى روايات مرسله و شاذ را روايت مىكند و اى بسا مضمون آن روايات صريحا با فتواى خودش مخالف است . بنابراين ، ستمى است آشكار كه عقيدهء تحريف به نويسندگان بزرگ پيشين نسبت داده شود ، تنها به اين دليل كه در كتابهايشان برخى روايات وجود دارد كه - به پندار نسبت‌دهنده نه ديگران - گوياى تحريف است . نسبت ناروا و بىاساس محدّث نورى « ثقة الاسلام كلينى » را متهم ساخته ، مىگويد : « و آن - يعنى عقيدهء تحريف - مذهب كلينى است چون اخبار فراوانى در « باب حجت » و در « روضهء كافى » نقل كرده كه دلالتشان بر تحريف صريح است و آن روايات را ردّ يا تأويل نكرده . همچنان‌كه شارح « وافيه » نيز از عنوان « باب انّه لم يجمع القرآن كلّه الّا الائمّة عليه السّلام استنباط كرده چون شيوهء كلينى معمولا اين است كه عنوان باب‌ها را مىپذيرد . » « 1 » به نظر ما بيشتر رواياتى كه به آن اشاره كرده ، مرحوم كلينى تنها آنها را نقل نموده بدون آن‌كه درستى آنها را پذيرفته باشد و « علّامهء مجلسى » در شرح كافى به ضعف اسناد بيشتر آنها تصريح كرده است . از اين گذشته اصولا آن روايات دلالتى بر تحريف - حتّى بطور اشاره - ندارد ، بلكه معانى ديگرى دارد كه به تفصيل دربارهء آن سخن خواهيم گفت . اكنون يكى از مهمترين دستاويزهاى آنان را يادآور مىشويم تا نمونهء جاويد و روشنى باشد براى بقيّهء موارد و روشن گردد كه قائلان به تحريف چگونه فريب ظاهر عبارتها را خورده و در حقيقت مسائل تدبّر نكرده‌اند .

--> ( 1 ) . فصل الخطاب ، مقدّمهء سوم .